بورس اوراق بها دار

اوراق بها دار. یعنی یه سری ورق که ارزش دارن.

نمیدونم از کجاش شروع کنم پس از آشنایی خودم با بورس میگم.

پاییز سال 88 ، حدود چهارصد هزار تومن پول داشتم که نمیدونستم باهاش چی کار کنم. شاید اگه بابام نبود که راهنماییم کنه و راجع به بورس برام بگه باهاش یه نوتبوک بهتر میخریدم یا خرج کامپیوترم میکردم یا شاید یه گوشی جدید. اون سالها ، نگه داری از شبکه ی کامپیوتری چند تا شرکت “کارگزاری” دست من بود ولی راجع به بورس هیچی نمیدونستم. بابام بهم گفت بیا با پولت سهام بخرو من هم همین کار رو کردم. تجربه ی جالبی بود. اولین سهمی که برام خریدن ، عرضه اولیه ی “پست بانک ایران” بود. برای شروع بهترین سهم ممکن بود. یک شروع واقعا افسانه ای! پست بانک با ارزش اولیه 2300 ریال در عرض حدود دو ماه رسید به 10000 ریال! یعنی چهار برابر. یعنی 460 هزار تومنم شد دو میلیون!!!!!

خوب من خیلی خوش شانس بودم چون شروع خوبی داشتم. میشناسم کسایی رو که رو اولین سهمی که خریدن ضرر کردن و دیگه بورس رو بوسیدن و گذاشتن کنار.

بهمن ماه همون سال من دو میلیون تومن پول داشتم که چهارصد هزار تومنش مال خودم بود بقیش سودی بود که ازش بدست آورده بودم پس هرچقدر هم که باهاش سهم میخریدم باید پولم میشد یک چهارم تا برسم به جایی که از اول بودم و من این ریسک رو قبول کردم و گذشت و گذشت. نمیخوام بگم چقدر، فقط میگم که خیلی خیلی بیشتر از چیزی که میتونستم یه روزی تصور کنم از بورس پول در آوردم.

یه سری آدما هستن که میگن بورس حرامه. یا یه سری دیگه میگن قماره. یا میگم کار نیست چون پولتو میزاری بعد تو خونه میشینی پول در میاری پس واسش کاری نمیکنی. خیلیا هم هستن که ریسکش رو نمی پذیرن. اینا همونایین که هرچی میشه میگن مملکته داریم؟ خراب بشه رو سر دولت و فلان و اینا!!!!! اینا اونایین که بازنده زندگی میکنن. اگرم تو زندگی واسه خودشون چیزی درست کنن رو خرابه های بقیست.

خیلی ساده اگه بخوام بگم بورس چیه، تصور کنید شما و داداشتون باهم پول جمع میکنید و یه پیکان وانت 10 میلیون تومنی میخرید و میدینش به راننده تا باهاش کار کنه. هشت میلیون شما میدید دو میلیون داداشتون. یه برگه میدن به شما که توش نوشته شما مالک 8 تا سهم یک میلیون تومنی ماشین هستید و برادرتون هم یه برگه داره که روش نوشته دو تا سهم یک میلیون تومنی. این راننده کار میکنه و تو یک سال 5 میلیون تومن سود میده. ازین پنج میلیون تومن چهار تومنش واسه شماست یک میلیونش واسه داداشتون. بورس هم همینطوریه. شما از یک کارخونه ی چند میلیارد تومنی به اندازه ی یک میلیون تومن سهم میخرید. آخر سال حساب میکنن چقدر کارخونه بازدهی داشته بعد سهم شمارو از سود حساب میکنن میریزن به حسابتون. کجای این حرامه یا مفت خوریه؟ خیلیم خوبه!!

حالا فرض کنید شما هر سال اسفند حساب میکنید سود ماشین رو. یه نفر بخواد بهمن سهم شمارو از ماشین بخره، چقدر میفروشید بهش؟ سهم شما دوازده میلیون میارزه چون چند روز صبر میکردید چهار میلیون سود میداد بهتون. ولی فروردین اگه میخواستید بفروشید همون هشت تومن میارزه. مهر میخواستید بفروشید چقدر میارزید؟ بله درسته ده تومن! چون نصف سال رو رفته. بورس هم دقیقا همینطوریه. هر شرکت واسه خودش یه سال مالی داره، تا قبل از سال مالی بالاترین قیمتشه و بعد از اون میاد پایین. دوباره تو طول یک سال کم کم میره بالا.

این روال عادی کاره. یه جورایی سرمایه گذاری بلند مدته.

ولی همش به همینجا ختم نمیشه. وسط سال یهو اعلام میکنن قیمت بنزین گرون شده. قابل پیش بینیه که سود سالانتون کم میشه.

یا فرض کنید کرایه ها رو زیاد میکنن پس سود سالانتون احتمالا بیشتر میشه.

ماشین گرون میشه، ارزش سهمتون بیشتر میشه.

لاستیکاش پنچر میشه، هزینه بیشتر شده پس سودتون کم میشه.

بورس هم همینه. یه سری عوامل هستن که روی ارزش سهم تاثیر میزارن. در نتیجه باید حواستون به همه جور خبری باشه. باید به روز باشید.

بالاتر گفتم بهمن ماه سهم شما دوازده تومن میارزه ولی دلیل نمیشه دوازده تومن بخرن ازتون. خریدار میگه من 11 میخرم شما میگی برو بابا عمو مشتری 11.5 ای دارم براش. میگه بیشین بینیم از یه نفر دیگه میخرم 11.3 . عرضه و تقاضا ها هستن که قیمت رو تایین میکنن. ممکنه رقبا تو بازار چو بندازن راننده شما خلاف کاره. دیگه سهم شمارو 7 تومن هم نمیخرن! البته یه موضوع مهم رو هم باید در نظر بگیریم وقتی شما بیشتر از 50% سهم رو دارید پس شمایید که تصمیم میگیرید که راننده کی باشه و چه بلایی سر ماشین بیاد.

حالا فرض کنید که نصف سهمتون رو فروختید. شما شدید چهار سهم. پسر خالتون که سهم رو خریده ازتون هم چهار سهم و داداش بیچارتون هم دو سهم. دیگه شما تصمیم نمیگیرید چون کمتر از 50% سهم دارید. تصمیمی که گرفته میشه باید با موافقت بیشتر از 50% سهامداران باشه. . واسه بورس هم هر سال یه سری مجمع عمومی تشکیل میدن و میگن سهامدار های عمده بیان واسه تصمیم گیری. هر تصمیمی که اونا بگیرن واسه کل شرکته.اگه داداشتون و پسر خالتون بگن مم تقی باید راننده باشه شما میتونید نظرتون رو اعلام کنید ولی تصمیم گیری با رای اکثریت ، یعنی با رای بیشتر مالکین تصویب میشه.

مثلا یکی از تصمیماتی که میگیرن اینه که امسال سود حاصل از شرکت رو ندیم به سهامدارا و پس اندازش کنیم. حرفشون زور نیست. اگه شما یک میلیون تومن سهم دارید اونا چند صد میلیارد تومن سهم دارن! اگه میگن پول باید بمونه تو شرکت خیر شرکت رو بیشتر از شما میخوان! شما ناراضی هستید؟ سهمتون رو بفروشید. اون مبلغ سودی که بهتون ندادن اومده رو ارزش سهام شرکت.

افزایش سرمایه:

شما و داداشتون و پسر خالتون تصمیم میگیرید کسب و کارتون رو گسترش بدید و یه ماشین دیگه بخرید. یه ماشین دیگه 10 میلیون تومنه. پنج میلیون تومنش از سود سالانه جور میشه و پنج میلیون دیگه رو باید از جیب بدید. هرکس به اندازه سهم خودش میتونه سهم جدید بخره. شما دو میلیون سهم خودتون رو میدید داداشتونم یک میلیون سهم خودش رو میده ولی پسر خالتون میگه من دیگه ندارم نمیدم. اون موقع شما یا خودتون پولش رو میدید یا میرید دنبال یه سرمایه گذار جدید.

 تو بورس هم سیستم همینطوریه. وقتی افزایش سرمایه میدن و پول میخوان اول از همه به سهامدارای خودشون “حق تقدم” میدن. میگن شما اولویت دارید واسه خریدن سهم. اگر شما ندادید اونوقت میریم سراغ سرمایه گذار دیگه.

وقتی شما یک میلیون تومن از سهام شرکت دوازده هزار میلیاردی مخابرات رو میخرید، به اندازه ی یک میلیون تومن از شرکت مخابرات مال شماست. اصول اولیه ی بورس دقیقا همینطوریه. یه جور شراکته. بقیه ی داستان دیگه قوانین و شرایط خاصه که فقط مربوط به بورسه